تاثیر سلامت جسم و روان بر یکدیگر؛ از هر ۱۰۰ نفر ۵ تا ۷ نفر درگیر «بیماریهای روانتنی» هستند

گفتوگو|

یک متخصص بیماریهایی داخلی، روانشناس و روان درمانگر به بیان توضیحاتی درباره تاثیر سلامت جسم و روان بر یکدیگر پرداخت و گفت: «بیماریهای روانتنی» حدود ۵ تا ۷ درصد جامعه را شامل میشود، یعنی از هر ۱۰۰ نفر ۵ تا ۷ نفر درگیر این بیماریها هستند.
در بسیاری از موارد شاهد این موضوع هستیم که پزشکان منشا برخی از مشکلات جسمی نظیر انواع دردها و مشکلات گوارشی را عوامل روانی نظیر اضطراب عنوان میکنند و این در حالیست که بسیاری از بیماران در چنین مواردی گمان میکنند پزشکشان به اندازه کافی حاذق نبوده و از تشخیص منشا اصلی بیماریشان ناتوان بوده است. حال این سوال مطرح میشود که روان افراد چه میزان بر سلامت جسم موثر است و به چه بیماریهایی «بیماریهای روانتنی» گفته میشود؟
در همین رابطه پویا پورسیدی، متخصص بیماریهایی داخلی، روانشناس و روان درمانگر در گفتوگو با میزان ضمن تاکید به تاثیر سلامت جسم و روان بر یکدیگر گفت: دانشمندان در گذشته چندان به این موضوع قائل نبودند که ذهن و روان فرد میتواند بر روی جسم و بدن افراد تاثیرگذار باشد، اما به تدریج دانشمندان و پزشکان به این نتیجه رسیدند که ارتباطی قوی میان مشکلات ذهنی و مشکلات جسمی وجود دارد و در این رابطه از اصطلاح «سایکوسوماتیک» یا «بیماریهای روانتنی» استفاده کردند.
وی ضمن اشاره به اینکه «بیماریهای روانتنی» معادل فارسی «سایکوسوماتیک» است، ادامه داد: «سایکوسوماتیک» از دو قسمت «سایک» و «سوما» تشکیل شده است که «سایک» به روان افراد اشاره دارد و «سوما» به معنای بدن است و ریشه یونانی دارد و از این رو این واژه در واقع به معنای روان و تن و نشان دهنده ارتباط این دو بر یکدیگر است. در حال حاضر شاخه بزرگی در علم روان شناسی در حوزه «بیماریهای روانتنی» فعالیت دارد و تحقیقات بسیاری در این مورد انجام شده و این رشته روز به روز در حال رشد است.
این پزشک با بیان اینکه «بیماریهای روانتنی» حدود ۵ تا ۷ درصد جامعه را شامل میشود و از هر ۱۰۰ نفر ۵ تا ۷ نفر درگیر این بیماریها هستند، افزود: «بیماریهای روانتنی» در زنان شیوع بیشتری دارد.
به چه بیماریهایی «بیماریهای روانتنی» گفته میشود؟
این روان درمانگر بیان کرد: زمانی به موردی «بیماری روانتنی» اطلاق میشود که یک بیمار شکایتهای متعددی را از دردهایی نظیر کمردرد، سردرد، دردهایی شبیه میگرن، دردهای دستگاه گوارش و همچنین تهوع، تنگی نفس و علائم متنوع دیگر دارد، اما در معاینه و آزمایشگاهها، رادیولوژی و پاتولوژی که از بیمار گرفته میشود دلیل خاصی برای این عوارض دیده نمیشود و یا اینکه اگر موردی مشاهده شود نیز با شدت علائم بیمار تناسبی ندارد و شدت بیماری از آنچه در یافتههای بالینی و پاراکلینیکی مشاهده میشود، بیشتر است.
پورسیدی توضیح داد: برای مثال ممکن است بیماری در مراجعه به پزشک عنوان کند دچار دل درد و تهوع شده و گمان کند مشکل معده دارد و پزشک در معاینه یافته بالینی متناسب با علائم بیمار را پیدا نکند و آزمایش میکروب معده با شک مثبت بودن این عارضه و وجود ورم و یا زخم معده و یا زخم اثنی عشر را برای بیمار تجویز کند و جواب آزمایش نیز منفی شود و در شرایطی که در سنوگرافی، آندوسکوپی و پاتولوژی بیمار نیز مشکل خاصی مشاهده نشود پزشک به وجود «بیماریهای روانتنی» شک میکند و بیمار را به روانپزشک ارجاع میدهد.
وی عنوان کرد: به طور معمول بیماران از اینکه فکر کنند بیماریش منشا بدنی ندارد و با منشا ذهنی ایجاد شده است اجتناب میکنند و گمان میکنند پزشکی که چنین تشخیصی داده حاذق نبوده و ممکن است مدتها سرگردان باشند تا به روانپزشک مراجعه و درمانشان را آغاز کنند.
این پزشک گفت: ممکن است تعدادی از بیمارانی که دچار «بیماریهای روانتنی» هستند دچار علائم سرگردان و علائمی باشند که از عضوی به عضوی دیگر منتقل میشود، برای مثال در یک مراجعه از سردرد شکایت کنند و در مراجعه بعدی دچار کمردرد باشند. علامت شایع دیگری که این بیماران دارند نگرانی و اضطراب است.
این روانشناس بیان کرد: برای تشخیص «بیماریهای روان تنی» برای یک بیمار لازم است طول مدت بیماری حداقل ۶ ماه باشد. ممکن است طی این مدت بیمار همیشه علائم نداشته باشد.
پور سیدی ضمن اشاره به اینکه اختلالات تبدیلی به عنوان یکی از زیرشاخههای بیماریهای سایکوسوماتیک شناخته میشود، گفت: این اختلال در دو دسته حسی (درگیری حواس پنجگانه) و حرکتی ظاهر میشود.
علائم متناقض؛ از نابینایی تا فلج بدون دلیل
وی با بیان اینکه مشخصه این زیر شاخه این است که بیمار ممکن است در یکی از این موارد دچار مشکل شود در حالیکه تمام آزمایشهای پزشکیش طبیعی است، توضیح داد: برای مثال ممکن است علائمی مانند نابینایی، ناشنوایی داشته باشد یا حس لامسهاش را در بعضی از اندامها از دست دهد و «بیحسی دستکشی یا جورابی» به معنای عدم درک درد یا دما در اندامها را داشته باشد اما در معاینه و عکس برداری کاملا سالم باشد. همچنین ممکن است فرد دچار فلج و راه رفتن غیرهماهنگ شود و نتواند یک یا ۲ اندامش را تکان دهد و یا علائم تشنج داشته باشد در حالیکه نوار مغزیش طبیعی است که به آن صرع کاذب گفته میشود.
این پزشک گفت: اختلال عنوان شده پیشتر با عنوان «هیستری» شناخته میشد، نرخ شیوع اختلالات تبدیلی کمتر از یک درصد است. علائم معمولاً به صورت ناگهانی و پس از بروز یک استرس آغاز میشود و ممکن است هفتهها تا ماهها ادامه یابد.
ردپای کودکی در اختلالات تبدیلی
این روان شناس افزود: ممکن است منشا اختلالات تبدیلی از تعارضها و کشمکشهای درونی باشد و حتی ممکن است در روانکاوی مشخص شود منشا بسیاری از آنها مربوط به دوران کودکی است.
انتهای پیام/